أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 39

ظفرنامه ( فارسى )

آمده مشابهت بسيار دارد ، اما هيچ دليل محكم و قاطعى در اين رساله به نظر نگارنده نرسيده كه به اتكاى آن بتوان روايت فعلى آن را ترجمهء مستقيم متنى پهلوى دانست ، بلكه تحقيق و مطالعهء كلمات و اصطلاحات ، اين احتمال را قوت مىبخشد كه اندرزهاى ظفرنامه ترجمهء متنى عربى است كه به ظن قوى خود ترجمهء متنى پهلوى بوده است و وجود كلمات عربى خاصه بعضى از آن‌ها را در اندرزهاى منظور بايد بيشتر از تأثير زبانى كه از آن نقل شده دانست ، تا اثر و خصوصيت زبان عصرى كه اندرزها در آن نوشته شده است . از اين حيث ، كلمه‌هاى تازى و تركيبات عربى الاصل كه فارسى آن‌ها در قرن چهارم و پنجم هجرى بسيار متداول بوده و همچنين تركيبات مختلط فارسى و عربى كه در اين رساله به كار رفته در خور تأمل و دقت است « 1 » . جملاتى از ظفرنامه عينا در كتاب‌هاى فارسى قديم ديده مىشود « 2 » و اين نشان مىدهد كه مجموعهء اندرزهاى مذكور يا چيزى از آن نوع مشابه و مشترك با سخنان موجود در ظفرنامه پيش از آن كه نسخهء فعلى

--> ( 1 ) . مثلا : حذر ، خسيس ، حقير ، علم ، عالم ، عفو ، قدرت ، ضايع ، مروت ، بخيل ، تكبر ، ذل ، فساد ، عدل ، حميت ، طمع ، مكافات ، خصلت ، عز ، حرص ، عهد ، همت ، معاملت ، مجهول ، غريب ، عبادت ، عمل ، فكر ، نصيحت ، خطا ، استخفاف ، علما ، صادق ، عاقل ، حسب ، كرم ، حيلت ، حاجت ، ذخيره ، استعجال در خيرات ، تواضعى بىمذلت ، حريصى از عالمان ، اصل تواضع ، علمى تمام ، بد فعل ، تواضع بىتوقع ، خدمت بىطلب مكافات ، زيادت عبادت . ( 2 ) . رش : غزالى ، نصيحة الملوك ؛ ص 122 و 123 و 126 و 130 و 133 .